۱۳۹۳ تیر ۴, چهارشنبه

که گوش هوش به مرغان هرزه گو داری


امروزدرراه خانه در قطار تصادفا با خانمی که لبخند ملیحی داشت، هم کلام شدم . متوجه شدم اهل بوسنی است .از فوتبال حرف زدیم و من بنا به مشغله این روزهای ذهنم ، از او پرسیدم  چرا در بوسنی جنگ شد ؟ گفت نمی دانم ! من از یک شهر بسیار کوچک در بوسنی می آیم که اکثریت آن مسلمان بودند و بیشتر دوستان من هم همین طور. آن روزها هرگز  کسی نمی پرسید مسیحی  هستی یا مسلمان ، صرب یا کرووات ...واقعا نمی دانم چه طور شد که آن خون ریزی ها آغاز شد ...گفت اما اکنون در کشور من از کسانی که آن زمان به عنوان مجاهد از کشور های عربی آمده بودند ، گروه اندکی مانده اند که به هیچ روی با بقیه افراد جامعه هماهنگ نیستند ودر واقع جامعه بسته خودشان را دارند ...
به یاد آوردم ،سالها پیش که غربت نشینی من تازه آغاز شده بود ، با یک خانم آشوری عراقی حرف می زدم .پرسیدم حالا که صدام نیست چرا از کشورش گریخته است ؟گفت زمانی که او بود ، هرگز کسی نمی پرسید  مسیحی هستی یا مسلمان ! اما پس از این که سرنگون شد من به عنوان یک خانم مسیحی اصلا در کشورم احساس امنیت نمی کردم و حتی نمی توانستم نامم را بگویم چون متوجه می شدند من مسیحی هستم . می گفت دیروز بمبی در محله ای که من زندگی می کردم در کلیسا منفجر شده و اگر من آنجا بودم حتما مرده بودم ...

به راستی این هم میهن کشی چگونه آغاز شد ؟ به باور من کسانی هستند با اغراض و اهداف مشخص که عوام را با کشیدن نقش مار بر دیوار فریب می دهند و آنها را بی دلیل از از دست دادن آنچه تا کنون داشته اند و برایشان  ارزشمند است ، مانند دین فرهنگ ،قومیت ، هویت ،زبان مادری ... می ترسانند .این عوام ترسیده و فریب خورده آلت فعل آن مزدوران برای رسیدن به اهدافشان و تامین منافع اربابانشان هستند که البته بنا به کشورهای مختلف اربابان واهداف متفاوت هستند . آنچه این میان از بین می رود ، کشوری است که سرمایه تک تک ساکنان آن است با هر دین و قومیتی .د ر نتیجه  آنها فقیر تر و وابسته تر می شوند .مقصود اصلی از جنگ افروزی هم همین است .
 نمونه دیگر کشور همسایه ما افغانستان است . آنها هم درزمان ظاهر شاه هیچ مشکلی با یکدیگر نداشتند اما اکنون با وجود منابع گوناگون زیر زمینی و کمک های فراوان جامعه جهانی ، فقر و جنگ آنچنان ریشه دوانده که گویی هرگز این کشور روی آرامش و صلح را ندیده است.
در دنیایی که اروپا به سمت همگرایی می رود و علی رغم همه گرفتاریها هنوز این عقیده راسخ وجود دارد که ایده ی  اروپای متحد، درست، عملی و مفید است ، این واگرایی و فروپاشی کشورها عملا جز ضررهمه جانبه هیچ خیری  برای شهروندان آنها  نداشته است .
بار ها در این کنج خلوت از  ضرورت یکپارچگی و هوشیاری ایرانیان نوشته ام .این آتشی است که اگر عاقل نباشیم به خانه ما هم سرایت خواهد کرد ...
صعب روزی ، بو العجب کاری ، پریشان عالمی 

۱۳۹۳ خرداد ۱۳, سه‌شنبه

نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند

در این زاویه خلوت پیشتر از عملکرد جناب آقای پهلوی انتقاد کرده ام. اکنون که هجمه بی وقفه به ایشان را می بینم دور از مروت و انصاف است اگر سکوت کنم. 
برخی از خارج نشنیان تازه وارد و قدیمی ایشان را برای عملکرد پدر و حتی پدربزرگشان مورد باز خواست های بی مورد قرار می دهند . در حالی که همین افراد کوچکترین پرسش ساده را در مورد نحوه زندگی اکنون دیگر افرادی که تا همین چند سال پیش خدمتگزار جمهوری اسلامی بودند ، بر نمی تابند و پرسشگر را آماج جملات توهین آمیز قرار می دهند .
 عملکرد بخش بزرگی از اپوزوسیون در جبهه های مختلف در همه ی  این ۳۶ سال بر همین روال بوده است .کسانی که با تصادف روزگار و بر اثر نکبت انقلاب به جایگاهی رسیده اند که اصلا لیاقت و ظرفیت آن را ندارند و با  قدرت و موقعیت خود تنها در فکر ارضا امیال بی پایان خود در جهات مختلف هستند .
تا همین چند وقت پیش به جناب آقای پهلوی خرده گرفته می شد که چرا ایشان هیچ مسوولیتی را نمی پذیرند ، حتما در خود توان انجام آن را نمی بینند. اکنون که ایشان مسوولیت شورای ملی را پذیرفته اند به ایشان انگ دیکتاتوری می زنند . عجبا که از  این همه سفسطه و مغلطه شرم نمی کنند .چگونه یک چنین تشکیلاتی بدون مدیر و هماهنگ کننده می تواند منسجم و کارا باشد! شخصا از این که ایشان مسوولیت پذیرفتند خوشحالم و آرزو می کنم در سایه توانمندی های ایشان شورا به هدف غایی خود که همانا انتخابات آزاد در ایران است دست یابد 

گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم 

۱۳۹۲ اسفند ۱۱, یکشنبه

که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای ...

چند روزی از سالگرد کودتای رضا خان در سوم اسفند می گذرد .آن روز های نه چندان دوریکی از سرنوشت ساز ترین مقاطع تاریخ معاصر ماست . در این که رضا خان آن زمان خواستار برپایی جمهوری در ایران بود و آخوند های مرتجع مانع آن شدند ابدا شکی نیست .در این باره که اگرآن سال این چنین شده بود اکنون جایگاه ما در جهان معاصر چه بود هم بسیار کنکاش شده است .این دگرگونی شگرف سالها پس از رضا شاه در زمان پادشاهی پسرش به بدترین صورت ممکن رخ داد . 
پرسشی که تا کنون به آن به گمان من به درستی پرداخته نشده این است که چرا آقای دکتر بختیار با خروج شاه از ایران موافقت کرد ؟آیا ایشان آگاه نبود که غیبت شاه به صلابت ارتش آسیب می زند ؟ آیا ایشان از نفوذ شاه درهمه زوایای دستگاه حکومتی بی اطلاع بود ؟آیا نمی دانست که با این نفوذ، عدم حضورشاه به نافرمانی و هرج و مرج منجر می شود ؟ از دیدگاه من ایشان آگاه تراز بسیارانی دیگر بود . پس چرا با خروج شاه موافق بود ؟ گمان من بر این است که ایشان در نهایت خواستار اعلام جمهوری در ایران بود .آن چه ایشان اصلا نمی توانست تصور کند وطن فروشی و بی شرافتی کسانی بود که قاعدتا باید از همه خود را مسوول تر بپندارند . 
این که چه اندازه گمان من درست است ،اکنون قابل ارزیابی نیست .با اما و اگر نمی توان راه به جای درستی برد اما آنچه در دیدگاه من هم چنان مغفول مانده اهمیت نقش کسانی است که به لحاظ فکری الگوی جامعه هستند ،اما خود آن قدر حقیرانه و کاسبکارانه می اندیشند که بسیاری از آنها پس ازاین همه سال هنوز در بند مطامع و افکار پوسیده خویشند .انتظاراصلاح از آنها نمی رود .امیدوارم  آن اقلیت روشن اندیش که شرافت میهن دوستی دارند ،آگاهانه تر و کوشاتر نقش موثر خود را ایفا کنند .

۱۳۹۲ دی ۱۱, چهارشنبه

طرب آشیان بلبل بنگر که زاغ دارد ...

سال نو با شادی فراوان دربیشتر کشورهای جهان آغاز شد .آرزوی عمومی همه انسان ها تندرستی و شادی و پس از آن صلح و آرامش است چنان که من هم همین را آرزو کردم . برای میهنم اما این آمال که حق طبیعی هر انسان است ،  به امیدی بعید می ماند . افزایش شمار بیماران سرطانی و مقاربتی ،کمبود امکانات اولیه معیشت ،افسردگی و نداشتن امید به زندگی میهن زیبای مرا به جهنمی تبدیل کرده که جوانانش از آن می گریزند و سالمندانش  با بیماری ها و گرفتاری ها روزانه می جنگند.
کشورهای عرب منطقه هم درتلاطم هستند . سوریه کشتار گاه روزانه انسان و انسانیت است .بهار عربی یا به تعبیر من که اکنون تحقق یافته خزان عربی به زمستان رسیده...ترکیه نا آرام است و از شواهد پیداست در سال ۲۰۱۴ این بی ثباتی ادامه خواهد یافت .
 آنچه در نظر من این نا آرامی ها را به یک منشا پیوند می دهد ، اسلام هراسی در جهان غرب است .البته نا رضایتی مردم درکشوری مانند ترکیه حتما موثر است اما خطر اسلام تند رو آنچنان کشور های غربی را به هراس انداخته که به دنبال نسخه معتدل اسلام هر راهی را از جانب هر که همراه می پندارند پیشنهاد  شود، امتحان می کنند تا به الگوی مورد نظرشان دست یابند و آن را به بقیه توصیه کنند. چه قدر این آزمون خطا به حقوق بشر صدمه بزند برایشان محلی از اعراب ندارد.آنها به فکر امنیت کشور های خودشان هستند وا لبته حق هم همین است.آنچه که بدان به قدر کفایت توجه ندارند آن است که منشا این تحول باید از دل خود اسلام برخیزد چنان که در مورد مسیحیت و لوتر این  گونه بود. 

سال ۲۰۱۴ از نظر من سال سر نوشت سازی برای ایران است .به نظرم جمهوری اسلامی حد اکثر همین سال را وقت دارد تا گرفتاری های خودرا با جهان بر طرف کند .اگر تفاهم کامل و جامعی با جهان غرب حاصل نشود .سایه های شوم بسیاری که اکنون به میهن من نزدیک هستند به بختک ویران کننده ای تبدیل می شوند و کشور به معنای اصیل آن فرومی پاشد.چنین مباد و نمی شود اگر ما برای به دست گرفتن سرنوشت خود و خوشبختی و سر بلندی کشورمان به خود آییم وهمه به ایران بیاندیشیم .

۱۳۹۲ آبان ۱۳, دوشنبه

من جرب المجرب حلت به الندامه

سخنان امروز علی خامنه ای و ادبیات تند او نشان دهنده عدم کفایت و توان او و مجموعه تحت نفوذش برای تعدیل روابط با امریکا وحل بحران های کنونی کشور است .آشکار است که منفعتبران از تحریم ها آن قدر قدرتمند هستند که حتی خامنه ای و اطرافیان او توان مقابله با آنها را ندارند تا کشور را از این گرداب برهانند .این به قول احمدی نژاد برادران قاچاقچی البته در این میان تنها نیستند .بسیاری از کشور های منطقه نیز با عادی شدن روابط امریکا و ایران مخالفند چه در این صورت معادلات منطقه ای به نفع ایران رقم خواهد خورد. در این میان طرفداران هر چند اندک اما فعال جمهوری اسلامی که این نرمش قهرمانانه رهبر را به مکری که در قران آمده تعبیر و توجیه می کردند ،اگر نفوذ عوامل صحنه سازبرادران قاچاقچی نبود (مانند مداحان و سخنرانان مذهبی و ...)با این منش تازه رهبر جمهوری اسلامی همراه می شدند .
روشن است که این شکاف آشکار در میان حکومتگران ایران ،به مخالفان منطقه ای عادی سازی روابط ایران و امریکا بسیار در رسیدن به اهدافشان کمک می کند. 

چند روزیست سخن از عدم وابستگی بهبود روابط با امریکا و همکاری با آژانس انرژی اتمی ازتریبون های رسمی جمهوری اسلامی شنیده می شود .حکومتگران ایران به اشتباه خود پی بردند .آنها متوجه شدند که بدون پشتوانه کامل و همه جانبه داخلی به ویژه از جانب سپاه نمی توان با امریکا به گفتگو نشست .این پشتیبانی البته بسیار گران است . آنها هم حتما کم نمی خواهند و ایشان هم لابد هم سفره .
دور نیست که روحانی از گفتگوی خود با اوباما ابراز ندامت کند .
دراین میان پرسشی است که باید هر ایرانی که به جمهوری اسلامی رای میدهد از خود بپرسد .آیا ۳۵ سال کارنامه سیاه جمهوری اسلامی برای قطع امید از اصلاح آن کافی نیست ؟

۱۳۹۲ مهر ۵, جمعه

بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم ...

تابوی ۳۵ ساله ای که خمینی ساخته بود ،امشب شکسته شد .دلیل روی دادن انقلاب اسلامی از بین رفت .دشمنی با امریکا آرمان و شعار اصلی دگرگونی ایران در سال ۱۳۵۷ بود و همواره از جانب رهبر آن مورد تاکید  .در زمان جنگ تحمیلی  خمینی حتی حاضر شد با اسرائیل برای خرید اسلحه مذاکره کند اما با امریکا از در آشتی وارد نشود .شیطان بزرگ او اکنون به رقیبی تبدیل شده که ((نرمش قهرمانانه ))در برابر او بلا اشکال است .
به اضمحلال جمهوری اسلامی نزدیک میشویم چون فلسفه اصلی هویت خود را امشب از دست داد. اکنون چه فرقی بین این رژیم با شاه خائن وطن فروش نوکر امریکا (به زعم انقلابیون ۳۵ سال پیش )وجود دارد ؟به راستی چه تغییری در رفتار دولت امریکا ایجاد شده که جمهوری اسلامی را این چنین مشتاق برقراری رابطه کرده است ؟هیچ .سخنانی به مراتب دوستانه تردر سالهای گذشته گفته شده بودند .در زمان ریاست جمهوری خاتمی در برابر کوچکترین نرم گویی  فریاد وا اسلاما و وا انقلابا از جناح های تندروی حکومت به آسمان بلند بود .این سکوت اما جنس دیگری دارد .تحریم ها موثر واقع شده اند وبحران های اجتماعی در راهند .جمهوری اسلامی بر خلاف تصور بسیارانی اغلب اوقات درکمال هوشمندی عمل می کند هر چند عملکرد او مورد علاقه ما مخالفانش نیست .
گفتگوی امشب روحانی و اوباما سر فصل تازه ای در تاریخ کشورمان گشود .
آزادی میهن دورو دیر نیست به شرط هوشیاری و اتحاد ما ایرانیان .فرصتی در برابر ماست که باید در کمال دقت و آگاهی از آن بهره بگیریم و میهنمان را آزاد سازیم تا خود آزاد باشیم و سر بلند .به امید روزهای بهتر برای ایران و ایرانی

۱۳۹۲ مهر ۴, پنجشنبه

نهال دشمنی بر کن که رنج بی شمار آرد ...

جمعه ۵ مهر سال ۹۲ یکی از مهمترین روزهای تاریخ معاصر میهن من است .ابر قدرت سالهای نه چندان دور خاورمیانه با همتای دیرپای خود  به پای میز گفتگو رفت. شادی و امید ایرانیان در شبکه های اجتماعی هویداست. مهم تر آنکه این امید مستدام باشد و به سر انجام برسد .
سخنان  امشب حسن روحانی در شورای سیاست گزاری خارجی امریکا اما مقوله ای بسیار قابل توجه است .در نوشتار پیشین اشاره کردم که تاکید ریس جمهوری اسلامی بر ابهامات و عدم شفافیت ها نکته اصلی سخن اوست .امشب بیشتر آشکار شد که منظور او، پذیرش رسمی  ایران به عنوان ابرقدرت منطقه است .این  دست کم بخشی از ابهامات مطرح شده از جانب او را تشکیل می دهد . 
روشن است به عنوان یک ایرانی آرزو مندم کشورم به جایگاه باستانی خود بازگردد و مامن و ماوای همه ساکنان خاورمیانه بزرگ باشد .تحقق این رویا اما تا چه حد با جمهوری اسلامی ممکن است ؟ رقابت های درون حزبی و جناحی در هر دو کشور  و در ایران بیشتر منفعت طلبی ها که پیامد آن وجود جنگ طلبان است ،  عدم وجود درایت کافی در بخشی از حکومتگران اسرائیل و در نتیجه  همکاری نکردن  تاسف آورآنها  با جامعه جهانی برای حل مشکل فلسطین ، کشورهای عرب منطقه که دل خوشی از جمهوری اسلامی ندارند و در نهایت ترکیه قدرتمند که داعیه دار اسلام مدرن در جهان است . الگویی که البته دست کم در مصر بی ثمر مانده و اکنون در ترکیه هم منتقدان فراوانی دارد .
این ها بخشی از موانع بسیار سختی است که به حقیقت پیوستن آرزوی مرا با تردید فراوان مواجه می کند و دست کم آن را به این زودی در دسترس نمی داند 
سخنان امشب مقامات ایران از عزم و اراده ای جدی برای گشودن فصل جدیدی در تاریخ معاصر ایران حکایت دارد .البته به عمل کار برآید، پس باید صبور بود .
به هر روی امشب آن دیوار بلند دشمنی  ترک اساسی برداشت امید که به زودی فروریزد