۱۳۹۰ مهر ۲۸, پنجشنبه

نسل سوخته

تصویر جسد قذافی را می بینم ،یاد  جسد بر زمین افتاده و زخمی صدام افتادم ...ما چه نسلی هستیم، پدارنمان انقلاب کردند ،هزینه اش را ما پرداختیم .جنگ کردند محرومیتش را ما کشیدیم ....اکنون دگرگونی های عجیب و گاه باور نکردنی جهان را به نظاره نشسته ایم .به راننده مصری  اتوبوس می گفتم امیدوارم کشور شما به سرنوشت ما دچار نشود ...امیدوار نبود ....نمی دانم واقعا دوران دیکتاتوری ها به پایان رسیده یا آغاز عصر نوینی است که ۴۰ سال دیگر باز به همین نقطه باز می گردد .آنچه در این میان گم می شود جان های بر باد رفته و ستم های پیدا و پنهان است ...به راستی چه انگیزه ای می تواند آن یکپارچگی حقیقی و با دوام را بین ما ایجاد کند ؟

۱۳۹۰ مهر ۱۹, سه‌شنبه

آیا فاجعه نزدیک است ؟

شد آنچه می ترسیدیم ...دستگیری ۲ ایرانی در خاک ایالات متحده به جرم تروریسم، کشورمان را به مرحله یک جنگ همه جانبه بسیار نزدیک کرد.آیا در این مرحله ایرانیان خارج از کشور پس از بیش از ۳۰ سال می توانند مانند مخالفان سوری ، لیبیایی یا مصری ...گرد هم آیند ؟یا هم چنان در پیله  توهمات پوسیده و دور از منطق باقی می مانند ؟چه  آبرویی برایمان باقی مانده است ؟غرق شدن در گذشته چه سودی برای اکنون دارد ؟به راستی چه راهکار عملی منطقی و سریعی برای برون رفت از ین بحران وجود دارد ؟