تصویر جسد قذافی را می بینم ،یاد جسد بر زمین افتاده و زخمی صدام افتادم ...ما چه نسلی هستیم، پدارنمان انقلاب کردند ،هزینه اش را ما پرداختیم .جنگ کردند محرومیتش را ما کشیدیم ....اکنون دگرگونی های عجیب و گاه باور نکردنی جهان را به نظاره نشسته ایم .به راننده مصری اتوبوس می گفتم امیدوارم کشور شما به سرنوشت ما دچار نشود ...امیدوار نبود ....نمی دانم واقعا دوران دیکتاتوری ها به پایان رسیده یا آغاز عصر نوینی است که ۴۰ سال دیگر باز به همین نقطه باز می گردد .آنچه در این میان گم می شود جان های بر باد رفته و ستم های پیدا و پنهان است ...به راستی چه انگیزه ای می تواند آن یکپارچگی حقیقی و با دوام را بین ما ایجاد کند ؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر