۱۳۹۱ اسفند ۲۹, سه‌شنبه

که دراز است ره مقصد...

به رسم این سالها پیام نوروزی ریاست جمهوری امریکا منتشر شد . استفاده از واژه زیبای پارسی درود مایه خوشحالی است زیرا به هویت ملی ما اشاره دارد .آنچه اما مایه ناامیدی است تکراری بودن محتوی پیام است .انتظار ایرانیان این بود که پرزیدنت اوباما به قول های داده شده در مورد ایجاد امکان دسترسی ایرانیان به فضای مجازی اشاره کند وهمین طور به نقض مداوم و رو به فزونی  حقوق بشردر ایران. 
به راستی چرا ما چنین انتظاری داریم ؟با جوانان امریکایی زیادی گفتگو کردم آنها رسالت خود را کمک به دیگر ملت ها برای رسیدن به آزادی می دانند . آنها تاریخ خود را خوب می دانند  و همواره می آموزند که آزادی و دموکراسی در سایه دقت و مراقبت همیشگی بر قرار می ماند . این دقت و مراقبت از جانب مردم است . آنها وظیفه خود می دانند در سیاست دخالت ، سیاست مداران خود را انتخاب و  بر آنها نظارت کنند و آنها را در برابر وظایفشان پاسخگو بدانند .در جوامع مدرن این مورد در مدارس به دانش آموزان آموخته می شود . ما از این نظر یک جامعه عقب مانده داریم که هنوز جمله من سیاسی نیستم افتخار گوینده محسوب می شود .به پرسش بر می گردم چرا ما چنین انتظاری داریم ؟ چرا در آن روز همه ایرانیان فریاد زدند اوباما یا با  اونها یا با ما ؟شاید بخش بزرگی از جامعه ایران به این نتیجه رسیده اند که استقلا ل آن مفهومی نیست که در این سالها به آنها تلقین شده است . امیدوارم مردم آموخته باشند که آزادی آن گوهر گرانی است که مردم ایران باید بهای داشتن و البته حفظ آن را در آینده بپردازند . همان گونه که در جوامع مدرن این گونه است .جدایی نهاد دین از دولت، رسانه های آزاد ،قوای سه گانه مستقل ،تعامل با جهان بر پایه منافع ملی و پس آن منطقه ای ...اینها همه یک شبه به دست نمی آید.
شادی مردم مالی از حضور نظامیان فرانسه در خاک آن کشور و استقبال ویژه از رییس جمهور این کشور پس از آزاد سازی شمال مالی در قرن بیست و یکم تصویری به یاد ماندنی است . کم نیستند ایرانیانی که برای لگد کوب شدن خاک میهن زیر چکمه نظامیان امریکا لحظه شماری می کنند .
استقلال و آزادی وارداتی نیست .باید در ذهن و دل تک تک افراد آن ملت این مفهوم و این ارزش نهادینه شود .اما به راستی آیا شعار آن روز ایرانیان در خطاب قرار دادن پرزیدنت اوباما اشتباه بود ؟مسلما نه .آیا انتظار ایرانیان در اشاره ایشان در پیام نوروزی به حقوق بشر بی جا بود ؟خیر .آنچه این انتظار ها و این شعار ها را بی ارزش می کند ، بی عملی ماست .
به زودی اولین نشست شورای ملی در پاریس بر قرار می شود. قرائن واخباری که این روز ها منتشر می شود امیدوار کننده نیست . تفرقی که دامنگیر این شورا در بدو کار شده ،تاسف آور است . نمی شود گفت آقای پهلوی بی خبر است.   عدم واکنش ایشان نگران کننده است .آنچه اما به این نوشتار بر می گردد نفس تشکیل یک شورا در خارج از میهن و با پشتیبانی یک کشورقدرتمند است . به گمان من این وظیفه کشور های آزاد جهان است که به استقرار آزادی و نهادینه شدن حقوق بشر در کشور های دیگر کمک کنند . خمینی هم از این امکان استفاده کرد . اکنون کشور های زیادی به اپوزوسیون سوریه در این امر یاری  می دهند .در این میان نحوه عمل ماست که واکنش جهانیان را تعیین می کند . من در نوشتار پیشین (http://pishvazebahar.blogspot.de/2013/01/blog-post_15.html
)به آینده رابطه ایران با امریکا و انتخابات ریاست جمهوری پرداختم .
 آنچه آشکار است ،اهمیت وجود نهادیست که مخاطب جامعه جهانی بوده و در حد توان بیانگر افکار و نماینده اکثریت ایرانیان باشد .چیزی که در دورنمای شورای ملی دست کم تا کنون به چشم نمی اید . اگر این قطار به مسیر اصلی بر نگردد برای ایران هم یک چلبی ،یک کرزی ،یک مرسی ...غیر قابل تصور نیست . 

۲ نظر: