تو
صدای تو
صدای قلب تو
کاش صدای قلب تو بر جان می پاشید
و با پژواکش در سینه من، نبض همه عاشقان جهان شتاب می گرفت
آتش می زدی ،ان شعله ای که جهان بی وجودش گور سردی بیش نیست .
می سوختیم
تهی هستم از تو
کاش از واژه ها پلی می ساختی تا قلبم
،مرزها را ،فاصله ها را در می نوردید ،می پیمود بر دل خسته و خواهان بوسه می زد ان آتش نهفته در سینه ات. که از دل بر آید و لاجرم بر دل نشیند ...
واژه باید خود باد ،واژه باید خود باران باشد
فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل
چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن
با ارادت کامل به حضرت حافظ و سهراب سپهری جاودان
صدای تو
صدای قلب تو
کاش صدای قلب تو بر جان می پاشید
و با پژواکش در سینه من، نبض همه عاشقان جهان شتاب می گرفت
آتش می زدی ،ان شعله ای که جهان بی وجودش گور سردی بیش نیست .
می سوختیم
تهی هستم از تو
کاش از واژه ها پلی می ساختی تا قلبم
،مرزها را ،فاصله ها را در می نوردید ،می پیمود بر دل خسته و خواهان بوسه می زد ان آتش نهفته در سینه ات. که از دل بر آید و لاجرم بر دل نشیند ...
واژه باید خود باد ،واژه باید خود باران باشد
فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل
چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن
با ارادت کامل به حضرت حافظ و سهراب سپهری جاودان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر